محمد مهدى ملايرى
29
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مركزى كه عهدهدار تهيه و نشر آن پيشدرآمد بوده نه تنها همچنان به كار خود ادامه دهد بلكه كانونى هم براى تربيت محققان جوان و باهمت و با پشتكار گردد تا با پژوهشهاى پيوسته خود كارى را كه شروع شده است همچنان به پيش ببرند ، و وسائلى هم كه براى تدوين چنان اطلسى فراهم آمده بوده همچون هستهء اصلى يك كتابخانهء تخصصى و يك مركز فنى پژوهشى براى تحقيق در جغرافياى تاريخى ايران به كار گرفته شده باشد و تاكنون گامهائى هم در راه توسعه و كمال برداشته شده و در طى اين مدت كتابها و رسالههاى ديگرى هم در زمينهء جغرافياى تاريخى ايران و رشتههاى فراوان آن منتشر شده باشد . و از اينكه چنين نشده و هيچ نشانهاى هم از ادامهء اين كار به چشم نمىخورد اين خيال در ذهن مىگذرد كه شايد اين كتابى كه بنا بوده پيشدرآمدى براى اطلس تاريخى ايران باشد خود همان اطلس تاريخى كامل ايران پنداشته شده و به همينسبب هم بوده كه به جاى اينكه به نام « پيشدرآمدى براى اطلس تاريخى ايران » خوانده شود با نام « اطلس تاريخى ايران » و با همان ظاهر آراستهاى كه درخور اطلس كامل تاريخى ايران است انتشار يافته . بههرحال آنچه در اينجا درخور يادآورى مىنمايد اين است كه تحقيق در جغرافياى تاريخى ايران با وسعت و تنوعى كه تاريخ ايران از باستان زمان داشته و دگرگونىهائى كه در دورههاى مختلف تاريخى در وضع جغرافيائى مناطق مختلف آن روى داده و بسيارى از نامهاى جغرافيائى قديم را دگرگون ساخته و اصل آنها را پوشيده داشته است ، چنان كه نظاير فراوان آن را در همين كتاب حاضر مىتوان ديد ، يكى از مسائل اساسى فرهنگ ايران است كه بايد درخور اهميت و وسعت دائرهء آن به گونهاى صورت گيرد كه با كشف نامهاى قديم جغرافيائى فصلهائى از تاريخ اين سرزمين را هم كه در خود پوشيده داشتهاند ، روشن سازد . و جاهائى را كه در دورههاى مختلف تاريخى از مراكز مهم فرهنگ و تمدن ايران بودهاند به درستى بشناساند . و در اجراى اين هدف اگر كتاب اطلس جغرافيائى ايران به همانگونه كه در مقدمه آن آمده همچون